محمد يار بن عرب قطغان

70

مسخر البلاد ( تاريخ شيبانيان ) ( فارسى )

قرار داد كه هرگاه بديع الزمان ميرزا جهت دفع فتنهء محمد باقى ترخان به اندخود مىخواست رود و شعار دولتخواهى ظاهر سازد ، در ( 43 ب ) حروب و بروج حصار بلخ را مضبوط و مستحكم كرده ، در آن ايام امير محمد باقر ارغون از بديع الزمان ميرزا رنجيده ، چند روزى در خانهء خويش نشسته بود . بنابرآن ترخانان « 1 » با جمعى ديگر نزد او رفتند و با وى [ خلوت ] كرده ، « 2 » مكنون ضمير خود را در ميان نهادند . امير محمد باقر به ظاهر سخنان ايشان را به حسن قبول تلقى فرمود و گفت مناسب آنست كه فردا در سر مزار خواجه ابو نصر پارسا 110 همه جمع شده ، عهد و پيمان در ميان آريم كه طريق خلاف سلوك نداريم تا اين مهم تمشيت پذيرد . و سخن برين قرار يافته هريك به خانهء خويش رفتند ، اما امير محمد باقر ارغون همان شب در چهارباغ ابراهيم ميرزا به ملازمت بديع الزمان ميرزا شتافته ، كيفيت حالات را معروض داشت . و بديع الزمان ميرزا اين سخن را بر غرض حمل نموده ، به سمع قبول نشنود . و امير محمد باقر عرض كرد كه مناسب آنست كه يكى از معتمدان خود را مصحوب من به سرمزار خواجه ابو نصر پارسا فرستيد تا حقيقت اين سخن بر رأى انور همايون واضح گردد . و بديع الزمان ميرزا بنابر التماس او پهلوان حسن على را مصحوب امير محمد باقر بدان مزار « 3 » فرستاد . و امير محمد باقر هنگام سحر « 4 » پهلوان حسن على را در يكى از حجره‌هاى جماعتخانه آن عمارت نشانده ، در خانه را مقفّل ساخت . و همان لحظه آن جماعت بدان مقام رسيده به آن جماعتخانهء رفته در قضيهء « 5 » مذكوره آغاز گفت‌وشنود نمودند و سيد جعفر خواجه ايشان را بر موافقت خانى عهد و سوگند داده ، متفرق گشتند . آنگاه پهلوان حسن على به خدمت بديع الزمان ميرزا رفته ، كيفيت حادثه را به تفصيل معروض داشت . و صباح ( 44 الف ) روز ديگر به فرمان عالى نفاذ يافت كه تمامى امرا و اركان دولت جهت مشورت مهم محمد باقى ترخان در خرگاه ديوانخانه مجتمع گردند . و بعد از اجتماع امرا ، [ امير ] شاه منصور بخشى را به گرفتن آن جماعه مأمور گردانيد و همان ساعت آن جماعه را مقيد

--> ( 1 ) . ت : آفتاب ترخان ( 2 ) . ت : در متن روى اين كلمه خط كشيده شده است . ( 3 ) . س : ميرزا . ( 4 ) . س : مستخبر . ( 5 ) . س : قصب